در بحبوحه هیاهوی آموزشی، نوجوان ، در پایان مقطع متوسطه، میان دوگانهای سهمگین گرفتار شده است: رؤیای موفقیت یا کابوس ناکامی. امروز، نه فقط کلاسها و مشاوران که تمام فضای خانواده و جامعه به گونهای حول محور کنکور میچرخد که گویی زندگی به پیش و پس از یک رتبه تقسیم شده است.
اما این آزمون سنگین که قرار بود وسیلهای برای ارزیابی باشد، اکنون خود به یک بحران روانی تبدیل شده است. سطح دشوار امتحانات و نوع طراحی پرسشها نه تنها باعث سنجش توانایی نمیشود، بلکه فشار روانی را چنان بالا میبرد که نوجوان به جای «یادگیری» به دنبال «فرار از شکست» میدود.
این فشار مداوم، ذهن نوجوان را از خلاقیت تهی کرده، هویت فردی را تحتالشعاع نمره و تست قرار میدهد و بذر ناامیدی را در جان یک نسل میکارد. در مدارسی که رؤیاها در نمره خلاصه میشوند، چه جای رشد عاطفی، اجتماعی یا اخلاقی باقی میماند؟
سکوت در برابر این ساختار فرساینده، سکوت در برابر استعدادیست که خاموش میشود. مسئولان باید از خود بپرسند: آیا واقعاً شیوه فعلی سنجش، ما را به سوی جامعهای آگاه، خلاق و توانمند هدایت میکند؟
آینده روشن از دلِ ذهنهای خسته بیرون نمیآید. اگر میخواهیم جامعهای سالم بسازیم، باید از امروز شروع کنیم: با شنیدن صدای نوجوان، اصلاح سیاستهای آموزشی، و بازگرداندن آرامش به خانههای بیقرار.
امروز نوجوانی که در اوج شور زندگیست، شبها را با اضطراب ورق میزند و روزها را با ترس از آیندهای مبهم به سر میبرد. گویی موفقیت او نه در شناخت استعدادش، که در انطباق با یک سیستم بیرحم و یکدست تعریف شده است. ما از نوجوان انتظار داریم که در یک آزمون سراسری، سرنوشت خود را تعیین کند؛ آزمونی که نه عدالت آموزشی را تضمین میکند، نه خلاقیت را میسنجد و نه عدالت اجتماعی را برقرار میسازد.
روشن است که بسیاری از نخبگان جامعه ما از دل همین سیستم بیرون آمدهاند؛ اما چه تعداد نبوغِ خاموش، استعداد سرکوبشده و رؤیاهای دفنشده پشت درِ آزمون سراسری، بیصدا از یادها رفتند؟ اینکه تنها یک مسیر برای «قبولی در زندگی» تعیین شود، همان کاشت بذر افسردگیست در باغ ذهن نوجوان.
در جهانی که مهارتهای نرم، خلاقیت، هوش هیجانی و توان مذاکره و همکاری روزبهروز اهمیت بیشتری پیدا میکنند، ما هنوز بر تست چهارگزینهای بهعنوان معیار سنجش آینده پافشاری میکنیم. آیا این تناقض، فرسایش سرمایه انسانی نیست ؟.
بیایید صادق باشیم: ادامه این روند یعنی تربیت نسلی ترسان، بیانگیزه، نگران و خسته. اگر نخواهیم با واقعیت روبهرو شویم، ناگزیر خواهیم بود با نتایج تلخ آن زندگی کنیم و امروز یکی از نتایج پاره پاره کردن کتابها پس از اتمام امتحانات بود که خود گویای نوعی اعتراض به سیستم است.
امروز، نه فردای آزمون، بلکه روزیست که باید بایستیم، بپرسیم، بشنویم و اصلاح کنیم. صدای نوجوان را بشنویم، پیش از آنکه برای همیشه خاموش شود. آیا سطح پیچ اندر پیچ سوالات به حدی که به چیستان بیشتر شبیه است تا تست کنکور ، نتیجه مطلوب و سازنده دارد برای نسلی که امروز در قرن ارتباطات ، به ترفندها و علوم مختلف مالی و خانوادگی و سواد رسانه نیاز دارد ؟
🖊️ به قلم مهلقا سعیدی
سردبیر پایگاه خبری دیدهبان ترشیز






ثبت دیدگاه