به نقل از پایگاه خبری دیده بان ترشیز : یک حقیقت تلخ و تأملبرانگیز :«گرانی، بیصدا و بیرحمتر از جنگ، زندگی را میبلعد؛ اقلام یکییکی چند برابرمیشوند، سفرهها هر روز کوچکتر.زخمی که فقر میزند، گاه عمیقتر از زخم گلوله است .»
فقر، صدای انفجار ندارد، اما ویرانگر است. خانهها را نمیسوزاند، اما چراغ دلها را خاموش میکند. این روزها که تیتر اخبار پر از جنگ و درگیریست، کسی نمیپرسد چند سفره بیصدا در سکوت خاموش شدهاند؟ چند کودک خواب نان را میبینند و چند مادر با اشک، قیمتها را مرور میکنند و در دلشان جنگی بزرگتر در جریان است؟
وقتی اقلام ضروری زندگی در سکوت چند برابر میشوند، نه فقط سبد خرید، بلکه امید و آرامش مردم کوچکتر میشود. گرانی با خود فقط تنگدستی نمیآورد، بلکه احساس شکست، شرم، اضطراب، خشم و گاهی حتی فروپاشی را هم بههمراه دارد. هیچ گلولهای نمیتواند بهاندازهی نگاه پدر شرمندهای که دست خالی به خانه بازمیگردد، کشنده باشد.
زخمی که فقر بر پیکره خانواده میزند، قابل دیدن با چشم نیست، اما در رفتارها، در سردی روابط، در فریادهایی که بیدلیل بلند میشود و سکوتهایی که مرزها را میسازد، قابل لمس است. فقر، جغرافیا نمیشناسد؛ در دل شهرهای بزرگ میخزد و حتی آنجا که برجها سایه انداختهاند، دلهایی را از درون میتراشد.
این زخم، ترکش ندارد، اما نفس میگیرد. زخم گرانی، زخم بیکاری، زخم بیثباتی اقتصادی، روز به روز عمیقتر میشود و اگر درمان نشود، عواقبش نسلی خواهد بود با زخمهای پنهان، نسلی که آموخته است بهجای ساختن، فقط تاب بیاورد.
در این میان، مسئولان، رسانهها و صاحبان تصمیم، نباید صرفاً نظارهگر باشند. هشدار به عوامل گرانی ، بازنگری در سیاستهای اقتصادی، حمایت از اقشار ضعیف، کاهش فاصله طبقاتی، و رسیدگی واقعی به معیشت مردم، نیاز امروز است. چرا که هیچ جنگی به اندازهی فقر، جان خانوادهها را نمیگیرد و امیدشان را نمیخشکاند.
در کاشمرنیز ، اقلام ضروری زندگی بهطرز نگرانکنندهای چند برابر شدهاند. از برنج و روغن گرفته تا پوشک بچه و شیر خشک؛ همه چیز گرانتر از آن است که یک خانوادهی معمولی از پسش برآید. در واکنشی غریزی اما آسیبزا، مردم از سر ترس و بیثباتی روانی ناشی از این نابسامانی، به فروشگاهها هجوم آوردهاند. قفسهها خالی شده، صفها بلندتر شدهاند و نگاهها نگرانتر.
این هجوم، شایدحقیقت فریاد خاموش مردم است؛مردمی که نمیدانند فردا قیمتها دوباره چند برابر میشود، یا چه چیزی دیگر نایاب خواهد شد، اما این رفتارهم خود نوعی به بحران دامن زدن است و اشتباه محض است، اما مگر مردمی که زیر فشار مدام اقتصادی له شدهاند، باید منطق اقتصادی بدانند؟ یا مسئولان باید با تدبیر و آرامسازی اوضاع، جلوی هجوم بیفایده به فروشگاهها را بگیرند؟ باتوجه به بازدیدهای مسئولین کاشمر از فرمانداری گرفته تا جهاد و دیگر بخشهای مختلف به بازار و اصناف ، امید بر ثبات بازار داریم. اما سؤال کلیدی اینجاست: گرانی از کجا ریشه میگیرد؟ و برای کنترل بازار، چه باید کرد؟ امروزه دریافته ایم که گوشه ای از التهاب بازار یابهتربگویم عمده التهاب، دست خود مردم و کسبه است ، کسانیکه به محض شنیدن افزایش قیمت دلار و هر تنش از این قبیل ، اولین اقدام ،گران کردن کالاهای موجود است که این نوعی سودجویی و گناه محسوب میشود . غیرت و انسانیت زمانی می میرد که خودمان هم بفکر همدیگر نیستیم و انصاف را زنده زنده به گور طمع می اندازیم . فروشگاه ها و حتی مغازه ها نباید از اوضاع سوء استفاده کنند اگر وجدان بیدار و انسانیت باشد .ولی چون قانون نوشته ای در این باره نیست ، پس هرکسی به فراخور ذات و طمعکاری خویش ، می تازد ،و این وسط تنها کسانیکه دچار رنج و سختی میشوند ، مردم بیگناهند. پس بیایید هوای همدیگر را بیشتر داشته باشیم.
اگر امروز جلو هرجومرج قیمتی را نگیریم، فردا نهتنها اقتصاد، بلکه روابط انسانی، امنیت روانی، و انسجام خانوادگی نیز فرو خواهد پاشید. گرانی، اگر مهار نشود، ویرانگرتر از هر خمپارهای است. جنگ با توپ و تفنگ خانهها را خراب میکند، اما گرانی، قلبها را ویران میسازد.
امروز بیش از هر زمان دیگری، نیازمند کنار هم و بفکرهم بودن است ، سفره مردم، تاب شعار ندارد؛ باید آرامش را به آن بازگرداند، پیش از آنکه زخم فقر، از هر گلولهای کاریتر شود.
وسخن اصلی با آن دسته از کسبه و فروشندگانیست که در دل همین بحران، بهجای همدلی، به سودجویی روی آوردهاند. کسانی که با احتکار، قیمتسازی، و گرانفروشی، آتش بحران را شعلهورتر میکنند.
بیایید رو راست باشیم؛ بازار را فقط دولت خراب نمیکند بخشی از آن را ما مردم با دستان خودمان ویران میکنیم. اگر هر کاسب، قیمت را بنا به میل خود بالا ببرد، اگر هر مغازهداری از کمبود سوءاستفاده کند و انبارش را قفل کند تا فردا گرانتر بفروشد، دیگر نباید فقط از دولت گلایه داشت.
همسایهای که نان ندارد، کودکی که شیر خشک ندارد، مادری که با بغض به قفسه خالی نگاه میکند، همه به اندازهی یک گرانفروشی ما، بیشتر رنج میبرند. امروز، زمان آزمون انسانیت است؛ نه با شعار، بلکه با عمل.
در شرایط جنگ اقتصادی، اگر بهجای دست گرفتنِ دست هم، پشت هم را خالی کنیم، همه میبازیم. سود امروزِ شما، شاید نان فردای فرزندتان را بسوزاند. بیایید دوباره به خودمان برگردیم. نه فقط بهعنوان فروشنده یا خریدار، بلکه بهعنوان یک انسان، یک هموطن، یک شریک در سرنوشت این سرزمین. فقر، اگرچه زاییده سیاستهای کلان است، اما درمانش با وجدانهای بیدار آغاز میشود. امروز نه فقط دولت، بلکه تکتک ما مسئولیم. پس بیایید بجای سودجویی ، مسئولانه رفتار کنیم.
به قلم : مه لقا سعیدی/سردبیر- خبرنگار






MX127 me llamó la atención por sus bonos de bienvenida. Investigué un poco y parece ser confiable. Alguien más ha retirado ganancias sin problemas? mx127