حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

دوشنبه, ۲۵ خرداد , ۱۴۰۵ Monday, 15 June , 2026 ساعت تعداد کل نوشته ها : 371 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد اعضا : 9 تعداد دیدگاهها : 93×
سرنوشت حقوق معلم متوفی ، قربانی تغییر بیمه شد
20 اکتبر 2025 - 16:00
شناسه : 2402
بازدید 143
6
ابهام در بیمه‌ی رسمی‌ها و سرنوشت بازماندگان کارمندان آموزش‌وپرورش در حالی‌که تا چندی پیش، فوت کارمند رسمی آموزش‌وپرورش به‌صورت خودکار موجب انتقال حقوق وظیفه به همسر یا والدین او می‌شد، اکنون با تغییر بیمه از خدمات درمانی به تأمین اجتماعی، خانواده‌ی معلمی که در اثر حادثه جان باخته است، باید در مسیرهای فرسایشی و مبهم اداری دنبال حقی بدیهی بگردند.
ارسال توسط : نویسنده : مه لقا سعیدی / مدیر مطالب منبع : تولیدی
پ
پ

به نقل از پایگاه خبری دیده بان ترشیز : و به گزارش شهروندان راجع به معضل انتقال حقوق فرد فوت شده فرهنگی که : بنام پیگیری اداری می‌فرستند مردم را پی نخود سیاه، وقتی که «مجراهای اداری» دستکاری می‌شود و قانون از مسیر طبیعی خود خارج می‌گردد.
کارمند رسمی آموزش‌وپرورش، زمانی که تحت پوشش بیمه‌ی خدمات درمانی بود، در صورت فوت، حقوقش بی‌درنگ و بدون هیچ مکاتبه و پیگیری اضافی به خانواده‌اش منتقل می‌شد؛ اگر متأهل بود به همسر و فرزندانش و اگر مجرد بود به پدر و مادرش.
اما امروز، همان معلم رسمی با تغییر بیمه به «تأمین اجتماعی»، تبدیل به پرونده‌ای معلق شده است؛ پرونده‌ای که میان اداره، صندوق و سازمان‌ها دست‌به‌دست می‌شود و در نهایت، بازماندگانش سرگردان.

آیا این عدالت است که خانواده‌ی یک معلم رسمیِ جان‌باخته، برای دریافت حقوق فرزندشان، ماه‌ها پشت در اتاق‌ها بمانند؟
وقتی فردی با حکم رسمی دولت، تحت آیین‌نامه‌های استخدامی آموزش‌وپرورش، کار می‌کند، چه توجیهی دارد که بیمه‌ی او به تأمین اجتماعی واگذار شود؟
آیا هدف از این تغییر، کاهش بار مالی بر دولت است یا واگذاری مسئولیت انسانی به نهادی که پاسخگویی مستقیم به خانواده‌ها ندارد؟

در نمونه‌ای واقعی، معلمی جوان پس از یک‌سال خدمت رسمی در اثر تصادف فوت می‌کند. او مجرد است، و پدر ۵۸ ساله‌اش بی‌درآمد و تنها بازمانده‌ی او .
اما حالا، سازمان تأمین اجتماعی با استناد به اینکه پدر هنوز به سن ۶۰ سالگی نرسیده، از پرداخت حقوق وظیفه امتناع می‌کند.
سؤال اینجاست: آیا قانون، سن را ملاک نان‌خوردن گذاشته یا وابستگی و بی‌درآمدی را؟

در گذشته، قانون خدمات کشوری به روشنی تصریح می‌کرد که پدر و مادر تحت تکفل، در هر سنی که باشند، مشمول حقوق وظیفه هستند؛ مادامی‌که خرجشان از سوی فرزند متوفی پرداخت می‌شده.
اما اکنون با سپردن امور به تأمین اجتماعی، این «روشن بودن قانون» جای خود را به «تعبیرهای سلیقه‌ای» داده است.

چرا معلمی که طبق حکم رسمی، مشمول ضوابط دولتی است، باید با فوتش در قوانین کارگری تأمین اجتماعی سنجیده شود؟
چه کسی پاسخگوی این تناقض قانونی است که نه تنها آرامش خانواده‌ها را گرفته، بلکه شأن و منزلت معلم را نیز در خاکستر اداری مدفون کرده است؟

اکنون پرسش جدی از مسئولان آموزش‌وپرورش، سازمان امور اداری و استخدامی و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی این است:
📍چرا بیمه‌ی رسمی‌ها را تغییر داده‌اید؟ تا پاسخگو نباشند یا مثل “دنبه را به گرگ سپردن است ؟”
📍بر چه مبنای قانونی، حقوق بازماندگان یک معلم رسمی باید در پیچ‌و‌خم تأمین اجتماعی ناپدید شود؟
📍و آیا وقت آن نرسیده که قانون واحد، شفاف و انسانی برای حمایت از بازماندگان فرهنگیان تدوین شود؟

زیرا هیچ نظام آموزشی، بی‌عدالت در حق معلم، پایدار نخواهد ماند. ولو آن معلم یکسال خدمت کرده باشد.

 

 

 

مه‌لقا سعیدی: سردبیر پایگاه خبری «دیده‌بان ترشیز»
www.didehbantorshiznews.ir

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.