به گزارش خبرنگار پایگاه خبری دیده بان ترشیز و به نقل از خانواده نوجوان “حسین اسدالله زاده” عصر یک روز سرد زمستان (۱۴۰۴)حسین مثل همیشه حاضر شد و کمی عطر به سر و صورت زد ، خداحافظی گرمی با مادرو خواهر و برادر کوچکتر کرد و به قصد رفتن به سالن ورزشی ی روستا ، از خانه خارج شد .
رفتن معمولی ، ولی برگشتی در پی نداشت . حسین رفت ولی انگار آب شده و جذب زمین شده بود. شب که دیر برگشت خانواده در پی او ،پرس و جو کردند ، ولی دوستانش خبر از عدم حضور او در سالن خبر دادند و این باعث بی تابی مادر حسین شد و دلیلی برای جستجوی فوری. فردای آن شب و فرداهای دیگر همچنان پرس و جو کنان در پی حسین میگشتند ولی دریغ از کوچکترین رد و اثری از وی.
تمام کوه و دشت ها وحتی شهرستان ها و اطراف آنها جستجو و بازدید شد . گروه های مختلف، این مفقودی بی دلیل و ناگهانی را پیگیری کردند ولی اثری از نوجوان یاد شده نبود که نبود . همه ی خانواده ابتدا در شوک و سپس در غم فرو رفتند . روزها و شب ها در شوک و غم و بیخبری میگذشت و هیچ کاری از کسی بر نمی آمد . تنها گاهی اگر کوچکترین روزنی ایجاد میشد ، همه دلشاد از داشتن سرنخ ، بدنبال گل پسر گمشده میگشتند ولی نتیجه این امید ، درنهایت چیزی جز یاس و ناامیدی نبود تا اینکه ۲۶ روز گذشت و در کمال ناباوری جسد بی جان حسین اسدالله زاده فرزند روح الله در استخری در اطراف روستا توسط یکی از اهالی محترم روستا رویت شده و پیدا شد.
خانواده و اطرافیان وحتی اهالی روستا که منتظر پیدا شدن حسین بودند ، سوگوار داغی شدند که نه دلیل داشت و نه برهان و نه راهی برای فرو نشاندن این داغ .
به گفته اهالی روستا و خانواده این عزیز از دست رفته ، حسین هیچگونه سوء سابقه یا خصومت شخصی یا دشمنی با کسی نداشت و مرگ او نیز یک ابر غم بر روستا افکند.
“حسین اسدالله زاده ، ۱۷ سال داشت و بسیار از خصائص خوبش گفته شد . پسری رعنا و سالم و مهربان ، ساکن روستا و کمک حال پدر و مادر بود. ”
حالا گرچه حسین در بین خانواده نیست ، اما یادش تا همیشه مانا و ماندگار است . روحش شاد
جوانی اش رفت ، اما داغش ماندگار شد







ثبت دیدگاه