به نقل از پایگاه خبری دیده بان ترشیز ؛ و پس از مصاحبه با چندین راننده محترم ناوگان حمل و نقل سنگین ، بر آن شدیم زبان گویای این قشر باشیم .
و حال ؛ اگر جادههای کشور زبان داشتند، هر شب قصهی خستگی مردانی را روایت میکردند که زندگیشان را پشت فرمان کامیونهای فرسوده با مخارج زیاد یا نو با اقساط سربه فلک کشیده ، در پیچوخمهای بیرحم راهها، و در تنهایی سفرهای هزار کیلومتری میگذرانند؛ مردانی که کمتر دیده میشوند، کمتر شنیده میشوند، اما بارِ زندگی و اقتصاد کشور را بهدوش میکشند که اگر نباشند چرخ مملکت از حرکت خواهد ایستاد.
در میان همهی قشرهای زحمتکش جامعه، شاید کمتر کسی چون رانندگان کامیون، اینچنین با نادیدهگرفتهشدن دستوپنجه نرم کند. اینجا میخواهیم صدای این قشر باشیم و با چندین راننده که صحبت کردیم برآن شدیم چندین مورد درد شایع و بزرگشان را متذکر شویم:
درد اول: “کرایههایی که پرداخت نمیشود”
بسیاری از رانندگان، ماههاست چشمانتظار دریافت کرایه بارهای جابجاشده از کارخانههای دولتی و نیمهدولتی هستند. بار را تحویل دادهاند، رسید را گرفتهاند، اما پولی در کار نیست. برخی شرکتها حتی به تماسهای رانندگان پاسخ نمیدهند. این روند، راننده را در وضعیتی بحرانی قرار میدهد: نه میتواند اقساط وام را بدهد، نه توان تأمین هزینهی بعدی سفر را دارد.
شرکتهای حمل و نقل هم که بارنامه میدهند و کمیسون را نقدا از راننده دریافت میکنند ، هیچگونه مسئولیت پذیری نداشته و از روند کار فقط دریافت را خوب یادگرفته و در پیگیری کرایه راننده ، تا کنون راه بجایی نرسانده است که این مساله هم خود بحثیست تعجب برانگیز و البته خلاف.
درد دوم: هزینهها سر به فلک کشیدهاند، درآمد اما روی زمین مانده و همان بوده که از قبل بوده و اگر اضافه شده درصد ناچیزی که اصلا جوابگوی رشد قطعات و خرابیهای وسیله نیست.
قیمت لاستیک، روغن، قطعات یدکی، تعمیرات و عوارض آنقدر بالا رفته که در بسیاری از سفرها، هزینهی کار از درآمد بیشتر است. به زبان ساده، “کار میکنند تا زنده بمانند، نه زندگی کنند.”
درد سوم:”جریمههایی که بوی درآمد میدهند”
یکی از گلایههای تلخ و پرتکرار رانندگان، جریمههای مکرر و گاه بیمنطق پلیس راه است. برخی از افسران راهور، بهجای آنکه همراه و حافظ امنیت جان رانندگان باشند، با جریمههای گاه سنگین و در مواردی حتی بحثبرانگیز، فشار مضاعفی بر دوش راننده وارد میکنند. به تعبیر یکی از آنها:
«انگار ما شدهایم منبع درآمد پلیس، نه مسئول بار کشور.»
درد چهارم:”بیپناهی، بیصدا بودن، بیپاسخ ماندن”
در سالهای اخیر، بارها تجمعات آرام رانندگان کامیون برای احقاق حقوق خود در برخی استانها برگزار شده، اما پاسخ روشنی از نهادهای ذیربط دریافت نکردهاند. هیچ سازوکاری برای پیگیری سریع شکایات و مطالبات این قشر تعریف نشده است. هیچ نماینده صنفی قدرتمندی از دل خود رانندگان به رسمیت شناخته نمیشود.
درد پنجم: “بارگیری، نه با دقت، که با بیدقتی و تحقیر”
در بسیاری از مراکز بارگیری، بهویژه کارخانهها یا انبارهای بزرگ، رانندگان کامیون با وضعیتی پرتنش و آزاردهنده مواجهاند. فرآیند بارگیری نه تنها هماهنگ و حرفهای نیست، بلکه اغلب همراه با بینظمی، بیتوجهی و تحقیر پنهان است.
بارگیری بدون دقت و بدون رعایت حد مجاز انجام میشود، و در نتیجه، راننده پس از طی مسیر کوتاه تا باسکول، با برگهی “بار اضافه” روبهرو میشود و ملزم است بار را تخلیه و اصلاح کند.اینطور نیست که فقط چند کیلو بار زیاد باشد؛ در بسیاری از موارد، راننده مجبور است:در صف باسکول بایستد،برگردد به محل بارگیری،با دست یا بیل، بار اضافی را تخلیه کند،یاحتی کامل بار راتخلیه و مجدد بارگیری نماید ، و دوباره برای توزین مراجعه کند.گاهی این چرخه تا سه یا چهار بار تکرار میشود و نتیجه؟ اتلاف وقت، فرسودگی اعصاب، جنگ روانی وحتی گاها تمسخر و لج کردن عوامل بارگیری با راننده است که در نهایت خستگی مضاعف در پی دارد
یکی از رانندگان میگوید: «ما را مسئول چیزی میدانند که هیچ اختیاری در آن نداریم. بار را آنها می ریزند، ولی مسئولیت و عواقب و سردرگمی و علافی اش با ماست . باید مسئول بارگیری مسئولیت غیرحرفه ای بودنش را بعهده بگیرد تا دقت کند .»
درد ششم: “بیمهای که نامش هست، اما اثرش نه”
یکی از گلایههای جدی و ریشهدار رانندگان کامیون، نحوهی پوشش بیمه تأمین اجتماعی است. رانندگان عملاً بهجای آنکه تحت یک نظام حمایتی واقعی و مستقل باشند، مشروط به فعالیت در سامانههای خاص، اشتغال مستمر، و شرایط پیچیدهای هستند که عملاً بیمهشدن آنها را تبدیل به امتیاز مشروط کرده، نه یک حق.
اما این همهی ماجرا نیست.
سوالی که بسیاری از رانندگان میپرسند این است:” چرا باید بیمه تأمین اجتماعی ما به کارمان گره خورده باشد؟ آن هم کاری که سراسر ریسک و ناپایداری است؟”
در شرایطی که تأمین اجتماعی نه خدمات درمانی شایستهای ارائه میدهد، نه در دوران بازنشستگی امنیت مالی مناسبی به راننده میدهد، ادامهی این روند ظلمی ساختاری به یکی از حیاتیترین اقشار کشور است.
بیمهی فعلی:پوشش کافی برای درمانهای تخصصی مثل دندانپزشکی، بیماریهای ستون فقرات، مشکلات ناشی از رانندگی طولانیمدت، یا اختلالات خواب و بینایی ندارد؛
در بازنشستگی، مبلغی ناچیز به رانندهای پرداخت میشود که عمرش را در جادهها گذاشته؛چرا رانندگان کامیون نباید دارای صندوق بیمهای مستقل، پایدار و بدون تبعیض باشند؟
چرا نباید بیمهای مخصوص مشاغل سخت و زیانآور برای آنان طراحی شود؟
امروز زمان آن رسیده که سیاستگذاران، این مطالبهی بحق را بشنوند و پاسخ دهند:”بیمهی واقعی برای کار واقعی” حق این مردان جاده است، نه امتیاز.”
جمع بندی ؛ رانندگان کامیون چه میخواهند؟
1. پرداخت بهموقع و نقدی کرایه بار همانگونه که مخارج ، کمیسون و سوخت رانقد میپردازند . چرا راننده حتی کمیسون بار که مخصوص حمل بار است ، را بر روی کرایه و زمان واریز نمیشود پرداخت کند ؟باربری ها این وسط چه میخواهند و چه میکنند؟
2. نرخگذاری منصفانه و واقعی کرایه با توجه به تورم و هزینههای جاری
3. نظارت بر برخوردهای غیرمنصفانه پلیس راه
4. ایجاد بیمه تکمیلی، بازنشستگی شرافتمندانه، و حمایت از خانواده رانندگان
5. تشکیل اتحادیه واقعی، مستقل و مورد حمایت قانونی .
آیا وقت آن نرسیده صدای جاده و مردان جاده را بشنویم؟چه کسی مسئول شنیدن آن است؟بشنوید و پاسخگو باشید و البته راه را هموار کنید که حق هم همین است.
به قلم :مه لقا سعیدی
سردبیر پایگاه خبری دیده بان ترشیز نیوز






ثبت دیدگاه