۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » فرهنگ و هنر
  • شناسه : 2389
  • ۱۳ خرداد ۱۳۹۸ - ۲۰:۲۸
  • 33 بازدید
  • ارسال توسط :
خراسان یکی از مهمترین خاستگاه های موسیقی ایرانی محسوب میوشد.
خراسان یکی از مهمترین خاستگاه های موسیقی ایرانی محسوب میوشد.

خراسان یکی از مهمترین خاستگاه های موسیقی ایرانی محسوب میوشد.

خراسان یکی از مهمترین خاستگاه های موسیقی ایرانی محسوب میوشد. از سده چهارم هجری قمری همراه با رشد ادبیات فارسی در این حوزه، موسیقی ایرانی نیز که برای چند قرن پس از فروپاشی شاهنشاهی ساسانی به انزوا رفته بود مجددا … کرده و بعدها نیز تاثیر زیادی در شکلگیری سیستم موسیقی کلاسیک ایرانی گذاشت

خراسان یکی از مهمترین خاستگاه های موسیقی ایرانی محسوب میوشد. از سده چهارم هجری قمری همراه با رشد ادبیات فارسی در این حوزه، موسیقی ایرانی نیز که برای چند قرن پس از فروپاشی شاهنشاهی ساسانی به انزوا رفته بود مجددا … کرده و بعدها نیز تاثیر زیادی در شکلگیری سیستم موسیقی کلاسیک ایرانی گذاشت. اهمیت این جغرافیا از سده ی نهم هجری با روی کار امدن سلسه ی تیموری و مرکزیت قرار گرفتن ان دوچندان شد چرا که هنرمندان بزرگ آن روزگار از جمله موسیقیدانان و نوازندگان شاخص در دربار این سلسله جمع شدند به گونه ای که آخرین بارقه های نظام قدیمی موسیقی ایران را باید در این منطقه جستجو کرد.
با توجه به وسعت این منطقه و تنوع قومی و نژادی، انواع مختلفی از موسیقی مقامی نیز در این منطقه مرسوم است. اما دو حوزه ی مهم موسیقی کرمانژی در نیمه شمالی و موسیقی فارسی در نیمه ی جنوبی خراسان تقسیم میشودکه در هر دو منطقه دوتار مهم ترین ساز ارائه مقام ها می باشد.
نیمه ی جنوبی خراسان نیز از لحاظ سبک دو تار نوازی به دو حوزه ی مهم غربی به حوریت تریت جام و نیمه شرقی به محوریت شهر کاشمر میباشد.
تفاوت این دو حوزه را میتوان در ماهیت مقام ها و فرم ساز دوتار و به خصوص نوع پنجه ی دوتار نوازی بیان کرد.
سرامد سبک دوتار نوازی شرق این منطقه مرحوم عبدالله سروراحمدی وغرب آن نیز ذولفقار عسگری پور می باشد.
این نوشته مقدمه ای است بر گفتگو با احمد حصاری یکی از شاگردان استاد ذولفقار عسگری پور بوده است و همچنین دارای کارشناسی موسیقی از دانشگاه سوره تهران.
او که موسیقی را از پنج سالگی و دوتار نوازی را از پانزده سالگی اغاز کرده است میگوید : دیدار اساتید دوتار نوازی که هر از چندگاهی به منطقه ی کاشمر و بردسکن رفت وامد داشتند و پس از ان اشنایی و تلمذ از محضر استاد عسگریپور با دو سبک شاخص دوتار نوازی خراسان اشنایی کامل پیدا کردم و معتقدم که سبک دو تار نوازی که در منطقه ی کاشمر مرسوم است قبل از استاد عسگری پور نیز در منطقه رواج داشته است اما میتوان استاد را سرامد این شیوه به شمار اورد که تا میزان زیادی نیزبخاطر خلاقیت ها ونواوری های اش بزرگ بوده است.
به گفته ی حصاری:
مقام های مرسوم در منطقه ی کاشمر که بیشتر با ساز دوتار اجرا میشود برگرفته از غم ها ،شادی ها و حوادثی است که در بین مردم مرسوم بوده است که به صورت اشعار عاشقانه و دو بیتی ها همراه با ملودی به دو صورت اوازی و ریتمیک اجرا میشده است. این ملودی ها در بین موسیقی دانان خراسانی بیشتر با اصطلاح اهنگ های پای دیره ای در مجالس مختلف یا زمان کار در مزارع کشاورزی اجرا میشده است.
اما در زمینه ی خاستگاه اصلی برخی از مقام ها میان شهر های مختلف خراسان اختلاف نظر وجود دارد در هر صورت تعدادی از مقام هایی که در منطقه ی کاشمر بیشتر مرسوم بوده و میتوان انها را به این منطقه نسبت داد، اهنگ های مند سین نامراد(محمد حسین)حسینا و …است.

همچنین در مورد شیوه های ارایه ی موسیقی مقامی بخصوص موسیقی خراسانی در کنسرت ها و جشنواره های سالهای اخیر اقای حصاری معتقد است بجای ساخت برخی سازهای جدید مثل دوتار باس یا استفاده از سیم هایی غیر از سیم های مرسوم در دوتا رمیتوان سازهایی نظیر رباب و قیچک را در گروه نوازی ها و در کنار دوتار استفاده کرد چرا که این سازها پیشینه ی طولانی در موسیقی خراسان داشته و هم اکنون نیز در مناطق هم جوار خراسان نظیر سیستان بلوچستان،پاکستان و افغانستان و ترکمنستان استفاده میشود.
ضمن اینکه تجربیات ایشان نیز نشان داده است که استفاده از این سازها(رباب و قیچک) در کنار ساز دوتار و در گروه نوازی ها باعث عدم هماهنگی میشود.
متاسفانه در سال های اخیر دستکاری در شکل سازها و ابداعات سطحی در حوزه موسیقی مقامی نیز مرسوم شده است که به گفته ایشان از بین بردن تاریخ چندهزار ساله و عوض کردن کلی شکل یک ساز را نمی توان نواوری نامید. بلکه با تکیه بر تاریخ و اگاهی کامل از آن باید دست به نواوری و خلق زد.فرهنگ موسیقی در خراسان باید نواوری در ساز های بومی خود را تجربه کند و ارتباطات بین جغرافیا و موسیقی باید حفظ شود.برحسب مثال ساز هایی مانند دوتار و تار به یک اصل مارا برمیگرداند.یا رباب که از یک فرهنگ می اید.نه اینکه سازهایی نو اختراع کنیم که سیم ها و طرح هایی پیاده کنیم که تاریخی ندارد و ترکیبی از چند ساز است برحسب مثال سیمی را در سازی استفاده میکنیم که کار بردی ندارد و شاید حتی یکی از مشکلات ما این باشد که طراح سیم نداریم زمانی که یک سیم را استفاده میکنیم شاید صدای بمی تولید کند اما بحث اینجاست که صدای فرهنگ ما هست؟نیست.
صدای تار را تصور کنید که چگونه با معماری و کویر و جغرافیای ما ارتباط دارد یا همان رباب سازی که در افغانستان هست، در خراسان نیز هست.
اینکه امروزه دوتار را با جملات ایرانی میزنیم یا دستگاه هارا اجرا میکنیم ضربه ای به موسیقی محلی ما نمیزند و بسیار خوب است.
و اما نظرات ایشان در باب جشنواره هایی که در حیطه موسیقی مقامی برگزار میشود؛
ایجاد بستر رقابتی و انتخاب نفرات برگزیده یا ایجاد فضایی سفارشی برای جشنواره های مناسبتی از نظر بنده کار صحیحی نمیباشد زیرا که موسیقی مقامی رقابت یا سفارش نمیپذیرد.

گفتگو با جناب حصاری در باب موسیقی مقامی بسیار گسترده بوده است و در شماره های بعدی این ماهنامه چاپ خواهد شد.

برچسب ها

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*